من بميرم

چنانم ازغمانت گر بداني چو اسكندربه آب زندگانيمگر اين است حساب زندگاني كه من از غم بميرم تو نداني

مجلس زنانه

چنين گفتم كه گل گل ميكنم من صدامو مثل بلبل ميكنم من منو بردن به مجلس زنانه نگاه بر خرمن گل ميكنم من

دل رنجیده

توكه ميروي برگرد نگاه كن      گرفتار تويم دردم دواكن گرفتار تويم رنجيده اي دلدلرنجيده را از خود رضاكن

طلا و نقره

توکه بالای بونی گل به جایت ندارم زر بریزم پیش پایت طلا ونقره هم قربی نداره سرم پیشکش گنم جانم فدایت

کفتر

توکفتر بچه ای من بچه بازتوراکی میرسه باما کنی ساز توکفتر بچه ای جای توچاهه منم باز ومنم باز ومنم باز

تخت پادشاهی

توسیب سرخی ونارنج دستی به قربونت شوم هر جا که هستی نه خود میای نه کاغذ می فرستیگمونم تخت پاد شاهی نشستی

سایه دیوار

تورا میخام وگرنه یار بسیارگلی میخام وگرنه خا ر بسیار گلی میخام که درسا یه اش نشینم وگرنه سایه دیوار بسیار

سوزن

تابودم سوزن دست توبودم ميون پنجه وشست توبودم اجل اومد كه جون من بگيره ندادمچون كه پابست تو بودم

پري

پري رفتي كه جايت مانده خالي بسوزم همچون كنده در بخاري گل سرخي كه تو دادي بد ستمخودت رفتي وگل ماند يادگاري

گرگ

بياجانا كه بي تو جان ندارم  به مثل بره اي در مان ندارم به مثل پير گرگي دربيابان شكاري كرده ام دندون ندارم

برادر

پدرخوبه و مادر نازنينه برادر ميوه اي روي زمينه اگر گردي  همه عالم سراسرنبيني ميوه اي به جز برادر 

سينه چاكم

بيامرغ سفيد سينه چاكم اگر امشب نيايي من هلاكم  اگر امشب نيايي تا سحر خون   به فردا تيغ افته و زيرخاكم

ملك مردم

بيابون دربيابون دشت گندمغريب افتاده ام در ملك مردم غريب افتاده ايم وكس نداريم كه ناله ميكنيم از ننگ مردم

مرغ سفيد

بيا مرغ سفيد خونه من حلالت باشه آب ودونه من به هر جا ميروي منزل بگيري  بكن ياد از دل ديونه من

لب برلب

بيالب برلبم بگزا رتا نميرمازون بوي خوشت آروم بگيرمازون بوي خوشت رفتارخوبت جون گردم اگر صد ساله پيرم

گوشه بون

بیادربون بیادرگوشه بون بیاباهم ببندیم عهد وپیمونكلام الله بيار تاهم قسم شيم مباداجاهليم گر ديم پشيمون

مال دنیا

بیاجانم که جون از توجدانیستبیا که منزلم بی تو صفانیستبساطی چیده ام ازمال دنیابیاکه مال دنیارا وفانیست

بنازم

بیاجانم که جانت را بنازمکمر بند میانت را بنازم کمر را بسته ای خونم بریزی  دلنا مهربانت را بنازم

من وتو

بیا تامن وتو جانانه باشیمیکی شمع ویکی پروانه باشیمبه پای سایه های گل نشینیم دعا برهم کنیم تازنده باشیم

پلنگ وآهو

بهار آمد که من شیدا بگردم چومرغی ور لب دریا بگردمپلنگ درکوه وآهودر بیابون  همه جفتندومن تنها بگردم

نادونی

به نادونی گرفتم کوره راهیندونستم که می افتم چاهیبه دل گفتم رفیقی تا به منزل ندونستم رفیق نیمه راهی

کوهسار وطن

به کوهسار وطن چشمونم افتاد دوباره آتشی بر جونم افتادفراق دوریت دارم برسینه یکایک رخنه بر دندونم افتاد

درخت

به کام دل بپروردم درختیکه در سایه اش نشینم گاهی وقتیخزون آمد همه برگاش فروریختمرا طالع نبود از هیچ بختی

رشتیه

رشتیه میخاست از خودش تعریف کنه میگه مممممممممممممممممممممممممممممممممن پسر ۳سه تا شهیدم

عمر

په عمر منازیگی خلکو ....عمر دژمی مازیگردی تیر بشینه

دوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووست

دوستی عمر نامعلومی داره ولی  یه قانون  قشنگی داره اونم وفا داریه

جام

ما جام رفاقت با هر کی  نوش کنیم نامرد روزگاریم          اگر اورا فراموش کنیم

مکه

غظنفر میره مکه  وقتی بر میگرده بهش میگه چه خبر از مکه میگه هیچی خدا خونه نبود همه تو حیات ول بودن

چرخ

چرخ دنیا رو دو چیز می چر خاند ...دوری ...ودوستی.  با اینکه ازت دورم  امادوستت دارم

عشق رادوست دارم

عشق را دوست دارم ولی از زنها میترسم ......سلا م را دوست دارم ولی از زبانها میترسم ..........من روز رادوست دارم ولی از روز گار میتر سم ......... فرسنده شهرام معصو می از تهران  شماره۰۹۱۹۲۲۵۷۳۲۱